تبلیغات
آهنگ و کیلیپ و ....... - پرنده ، نرم و زیبا

آهنگ و کیلیپ و .......

هر چی که بخوای

 

پرنده ، نرم و زیبا

 

نوع مطلب :داستان کوتاه ،

نوشته شده توسط:امیر رستمی

مادر : نمی تواند جای دیگری برود آخر پیدایش می کنی غصه نخور!

گفتم : آخه چطوری؟ اون پرنده ایی زیبا بود که پرواز کرد و رفت.

مادر گفت برادرت گوش به بازیست ، بدل نگیر او عاشق پرنده تو بود نمی دانست پرنده قفس را دوست ندارد و خواهد پرید .                                               به ادامه مطلب بروید

باز هم باید شاد باشی که پنجره بسته بود .

در خیالم صدای پرنده را آهسته شنیدم  که می گفت :

در قفس هستم !

دست دراز کن و مرا بردار

دست دراز کردم و پرنده را برداشتم و به مادر نشان دادم. چه نرم و زیبا بود! آرام در گوش

پرنده زمزمه کردم :

عجب کلکی هستی!!

 

زیبا تبریزی

منبع: داستان کوتاه